مصطفى محقق داماد

32

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

مراجعه كنند و ببينند كه مثلا لغت ماه در چه مواردى به عنوان مجاز مورد استفاده قرار گرفته است . اين عقيده قابل دفاع نيست و مردود است . زيرا در كتاب لغت ، بسيارى از معانى مجازى الفاظ قيد نشده و اصولا اين عمل غير ممكن است ، زيرا مسأله‌اى است ذوقى و بسته به سليقه استعمال‌كننده بسيار متنوّع مىشود ، به‌طورى كه جمع‌آورى و تدوين آن در كتب لغت عملا امكان‌پذير نيست . گروه ديگر عقيده دارند كه استعمالات مجازى تابع قواعد و اصولى است ولى ضابطهء استعمال صحيح مدوّن نيست و در هر زمان عرف حاكم بر كلام و محاورات مدرك و محك صحّت و سقم استعمال است . اين گروه مىگويند ؛ درهرصورت بايد حد اقل بين لفظ و متعلّق مجازى آن علقه و رابطه‌اى از قبيل شباهت وجود داشته باشد ، در غير اين صورت استعمال مجازى بىوجه و خلاف اصل فصاحت است . در مثالى كه قبلا ذكر شد بين ماه و معشوق شاعر علاقهء مشابهت وجود دارد و وقتى شاعر لفظ ماه را در معناى مجازى معشوق استعمال مىكند به علّت وجود اين رابطه و مشابهت نه تنها اين استعمال لغو و خلاف فصاحت نيست ، بلكه صد بار به زيبايى كلام و مضمون شعر مىافزايد . البتّه بايد اين علاقه و رابطه قوى باشد و گوينده هرگز حق ندارد صرفا با وجود يك علاقه ضعيف مبادرت به استعمال نمايد . مثلا بگويد : « غذا را بگذار داخل ماه و برايم بياور » و منظورش اين باشد كه غذايش را داخل بشقاب بريزند و بياورند و استدلال كند كه چون بشقاب هم مانند ماه گرد است كلمه ماه را در اين معنا استعمال كرده است . پس بين لفظ و متعلّق مجازى آن بايد رابطه و علقه‌اى قوى موجود باشد و وجود همين علقه و رابطهء قوى ،